تبليغاتX
ASHESGTARIN
ASHESGTARIN
شعرهای عاشقانه
صبوری

 

  صبور

برام از قصه ی تنهایی می گی

برام از درد دوتا ماهی می گی

برام از قشون قشون لشکر غم

از شب کبود تنهایی می گی

برام از خاطره های قصه می گی

از یه درد بی دوا قصه می گی

برام از دلتنگی بی انتها

از تب فاصله های قصه می گی

من هنوزم یه صبور بی صدام

من هنوزم یه غریب بی پنام

من هنوزم پر خواهش دلم

من هنوزم یه کویر کهنه پام

برام از غصه نگو ، قصه نگو

برام از عاشق دلخسته نگو

برام از درد نگو ، سرد نگو

برام از عاشق بی درد نگو

حرفی از باد بزن داد بزن

حرفی از اسیر دلشاد بزن

از غم راه نگو ، آه نگو

از شب دلگیر بی ماه

من هنوزم یه صبور بی صدام

من هنوزم یه غریب بی پنام

من هنوزم پر خواهش دلم

من هنوزم یه کویر پام

  تو کی هستی

تو کی هستی؟ نمی دونم

از کدوم ایل و تباری

که شروعت زندگی بود

ای که از جنس بهاری

تو کدوم ستاره ای نور

که چشات پر از فروغ

یا کدوم وسعت نابی

که صدات پر از بلوغ

توکدوم وسوسه هستی

که نبودنت شکسته

از کجای خواب و رویا

شب من دل به تو بسته

می دونم کوچه قلبم

تنگ و تاریک و حقیر

اما کاشکی تو بدونی

که دلم پای تو گیر

 

 

   شبگرد

شبگرد دنيايم بگو كو روشنايي

اي جان جانانم كجا رخ مي نمايي؟

شبگرد دنيايم درين شبهاي وحشت

جانم به لب آمد ازين بي همنوايي

من دربه در دنبال عشقم عشق مجنون

عشقي كه زر گشته ومن همچون گدايي

اينجا كويرست وعطش ،طغيان مرگست

جايي به من بنما كه دريابم صفايي

برچشمهايم بر دلم غم لانه كرده

مدهوش ونوميدم بيابـم آشنايـي

در انتهاي لحظه ها يك نور پيداست

شايد سرابست او، رهی،شايد رهايي

اي يار شيرينتر ز جان شور آفرين باش

شوري كه جاني بخشدم دراين جدايي

غوغاي روزم را به شبها هديه كردم

شايد شوي نوري درين شبها بيايي

 

شعر از یاور

   

|+| نوشته شده توسط ROYA در پنجشنبه 1387/04/20 و ساعت 1:43 AM |

 

روز ازل

از همان روز ازل آب گذشت از سر من

چه غم ار باد برد خرمن خاكستر من

من به اين خواستن و باختنم ساخته ام

بيخودی پا مكش ای حوصله از باور من

اولين بارِ دلم نيست كه افتاده به خاك

شرمساراست زمين از دل خاكی تر من

گر خوشيهای مرا دوست به بيداد گرفت

بعد از اين دربدری دلخوشـی ديگر من

گله اي نيست اگر عاقبـتم مرگ شود؛

آخرين سهم من و خاطر غـم پرور من

هرگز ازخيره سری دست نخواهم برداشت!

مشو بی فايده ای عشق ملامتگر مـن

 شعر از یاور

 

 

خاطرات

باز در چهره خاموش خیال

 خنده زد چشم گناه آموزت

باز من ماندم و در غربت دل

حسرت بوسه هستی سوزت

باز من ماندم و یک مشت هوس

باز من ماندمو یک مشت امید

یاد آن پرتو سوزنده عشق

که زچشمت به دل من تابید

باز در خلوت من دست خیال

صورت شاد ترا نقش نمود

بر لبانت هوس مستی ریخت

در نگاهت عطش طوفان بود

یاد آن شب که ترا دیدم و گفت

دل من با دلت افسانه عشق

چشم من دید در آن چشم سیاه

نگهی تشنه و دیوانه عشق

یاد آن بوسه که هنگام وداع

بر لبم شعله حسرت افروخت

یاد آن خنده بیرنگ و خموش

که سراپای وجودم را سوخت

رفتی و در دل من ماند به جای

عشقی آلوده به نومیدی ودرد

نگاهی گمشده در پرده اشک

حسرتی یخ زده در خنده سرد

آه اگر باز بسویم آیی

دیگر از کف ندهم آسانت

ترسم این شعله سوزنده عشق

آخر آتش فکند بر جانت

 

 من نیستم

صبح روزی پشت در می آید و من نیستم

قصه دنیا به سر می آید و من نیستم

یك نفر دلواپسم این پا و آن پا می كند

كاری از من بلكه بر می آید و من نیستم

بعد ها اطراف جای شب نشینی هایمان

بوی یك سیگار زرمی آید و من نیستم

خواب و بیداری، خدایا بازهم در می زنند

نامه هایم از سفر می آید و من نیستم

در خیابان، در اتاقم، روی كاغذ، پشت میز

شعر تازه آنقدر می آید و من نیستم

بعد ها وقتی كه تنها خاطراتم مانده است

عشق روزی پشت در می آید و من نیستم

هرچه من تا نبش كوچه می دویدم او نبود

روزی آخر یك نفر می آید و من نیستم

 

شعر از یاور

|+| نوشته شده توسط ROYA در سه شنبه 1387/04/11 و ساعت 5:59 PM |

سیه چشمی به کار عشق استاد

درس محبت یاد می داد

مرا از یاد برد آخر ولی من

بجر او عالمی را بردم از یاد

 

اسم تو قشنگ ترین قصه برای گفتنه
 
 اسم تو قشنگ ترین قصه واسه شنفتنه
 
 غنچه ی نجیب اسم تو روی باغ لبم
 
 بهترین غنچه ی لذت برای شکفتنه
 
 لحظه ی طلایی نوازش گیسوی تو
 
 مثل ناز دست روی خواب چمن کشیدنه
 
 داغی وسوسه ی گرفتن دستای تو
 
 کوره ی بزرگ خورشید و توی خواب دیدنه
 
 تو چی هستی ؟
 
 تو چی هستی که تماشا کردنت
 
 مثل پر به آسمون گشودنه
 
 تو کی هستی ؟
 
 تو کی هستی که تمام لحظه ها
 
 بی تو بودن ، مثل با تو بودنه
 
 زیر نور خیس بارون ، مخمل سبز چشات
 
 جنگل جادویی در به دری های منه
 
 گیسوی بلند تو ، که شعری از رهاییه
 
 زنجیر سیاه موندن برای پای منه

 

کسی مانند من تنها نماند

به راه زندگانی وانماند

خدا را در قفای کاروان ها

غریبی در بیابان جا نماند

 

|+| نوشته شده توسط ROYA در یکشنبه 1387/04/02 و ساعت 1:2 PM |

 

میبینم صورتمو تو آینه
با لبی خسته می پرسم از خودم
این غریبه کیه از من چی می خواد
اون به من یا من به اون خیره شدم
باورم نمی شه هر چی می بینم
چشامو یه لحظه رو هم می زارم
با خودم می گم که این صورتکه
می تونم از صورتم برش دارم
می کشم دستمو روی صورتم
هرچی رو باید بدونم دستم می گه
من و تو ی آیینه نشون می ده
می گه این تویی نه هیچ کس دیگه
جای پاهای تمومه قصه ها
رنگ غربت تو تمومه لحظه ها
مونده روی صورتت تا بدونی
حالا امروز چی ازت مونده بجا

آینه می گه تو همونی که یک روز
می خواستی خورشیدو با دست بگیری
ولی امروز شهر شب خونت شده
غریبی بی صدا تو قلبت می میری
می شکنم آینه رو تا دوباره نخواد از گذشته ها حرف بزنه
آینه می کنه هزار تیکه می شه
اما باز تو هر تیکه اش عکس منه
عکسا با دهن کجی بهم می گن
چشم امید و ببر از آسمون
روزا با هم دیگه فرقی ندارن
بوی کهنگی می دن تمومشون

 

جوونیمو آسون گرفتی زندگی زندگی
تو با قیمت جون گرفتی زندگی زندگی
شدم چون غباری ،به راهی نشسته
تویی خوب و محکم ،منم پیر و خسته
به جای هر خنده سیل اشکم روونه کردی
من و کشتی و استقامتم رو بهونه کردی
ای کاش از اول جدا از تو بودم
هنگام زادن سوا از تو بودم
ناخونده دنیا چرا نصیب من شد
هم مونس روز بی شکیب من شد
کسی نیاسوده منم
شادی نیاموخته منم

|+| نوشته شده توسط ROYA در پنجشنبه 1387/03/23 و ساعت 6:26 PM |

 

این روزا

این روزا عادت همه رفتن ودل شکستنه 
درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه
این روزا مشق بچه ها یه صفحه آشفتگیه
گردای رو اینه ها فقط غم زندگیه
این روزا درد عاشقا فقط غم ندیدنه
مشکل بی ستاره ها یه کم ستاره چیدنه
این روزا کار گلدونا از شبنمی تر شدنه
آرزوی شقایقا یه شب کبوتر شدنه
این روا آسمونمون پر از شکسته بالیه
جای نگاه عاشقت باز توی خونه خالیه
این روزا کار آدما دلهای پک رو بردنه
بعدش اونو گرفتن و به دیگری سپردنه
این روزا کار آدما تو انتظار گذاشتنه
ساده ترین بهانشون از هم خبر نداشتنه
این روزا سهم عاشقا غصه و بی وفاییه
جرم تمومشون فقط لذت آشناییه
این روزا توی هر قفس یکی دو تا قناریه
شبها غم قناریها تو خواب خونه جاریه
این روزا چشمای همه غرق نیاز شبنمه
رو گونه هر عاشقی چند قطره بارون غمه
این روزا ورد بچه ها بازی چرخ و فلکه
قلبای مثل دریامون پر از خراش و ترکه
این روزا عادت گلها مرگ و بهونه کردنه
کار چشمای آدما دل رو دیونه کردنه
این روزا کار رویامون از پونه خونه ساختنه
نشونه پروانگی زندگی ها رو باختنه
این روزا تنها چارمون شاید پرنده مردنه
رو بام پک آسمون ستاره رو شمردنه
این روزا آدما دیگه تو قلب هم جا ندارن
مردم دیگه تو دلهاشون یه قطره دریا ندارن
این روزا فرش کوچه ها تو حسرت یه عابره
هر جا یکی منتظر ورود یه مسافره
این روزا هیچ مسافری بر نمی گرده به خونه
چشای خسته تا ابد به در بسته می مونه
این روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه
خلاصه حرف همه پر زدن و نموندنه
این روزا درد آدما فقط غم بی کسیه
زندگیشون حاصلی از حسرت و دلواپسیه
این روزا خوشبختی ما پشت مه نبودنه
کار تموم شاعرا فقط غزل سرودنه
این روزا درد آدما داشتن چتر تو بارونه
چشمای خیس و ابریشون همپای رود کارونه
این روزا دوستا هم دیگه با هم صداقت ندارن
یه وقتا توی زندگی همدیگر و جا می ذارن
جنس دلای آدما این روزا سخت و سنگیه
فقط توی نقاشیا دنیا قشنگ و رنگیه
این روزا جرم عاشقی شهر دل و فروختنه
چاره فقط نشستن و به پای چشمی سوختنه
اسم گلا رو این روزا دیگه کسی نمی دونه
اما تو تا دلت بخواد اینجا غریب فراوونه
این روزا فرصت دلا برای عاشقی کمه
زخمای بی ستاره ها تشنه یاس مرهمه
این روزا اشک مون فقط چاره ی بی قراریه
تنها پناه آدما عکسای یادگاریه
این روزا فصل غربت عشق و یبدهای مجنونه
بغضای کال باغچه منتظر یه بارونه
این روزا دوستای خوبم همدیگر رو گم میکنن
دلای پک و ساده رو فدای مردم میکنن
این روزا آدما کمن پشت نقاب پنجره
کمتر میبینی کسی رو که تا ابد منتظره
مردم ما به همدیگه فقط زود عادت می کنن
حقا که بی وفایی رو خوب هم رعایت میکنن
درسته که اینجا همه پاییزا رو دوست ندارن
پاییز که از راه میرسه پا روی برگاش می ذارن
اما شاید تو زندگی یه بغض خیس و کال دارن
چند تا غم و یه غصه و آرزوی محال دارن
این روزا باید هممون برای هم سایه باشیم
شبا یه کم دلواپس کودک همسایه باشیم
اون وقت دوباره آدما دستاشون رو پل میکنن
دردای ارغوانی رو با هم تحمل می کنن
اگه به هم کمک کنیم زندگی دیدنی میشه
بر سر پیمان می مونن دوستای خوب تا همیشه
اما نه فکر که میکنم این کار یه کار ساده نیست
انگار برای گل شدن هنوز هوا آماده نیست

 

|+| نوشته شده توسط ROYA در چهارشنبه 1387/03/01 و ساعت 1:5 PM |

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ


جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس