تبليغاتX
ASHESGTARIN
ASHESGTARIN
شعرهای عاشقانه

سکوت

دلا شب ها نمی نالی به زاری
سر راحت به بالین می گذاری
تو صاحب درد بودی ناله سر کن
 خبر از درد بیدردی نداری
بنال ای دل که رنجت شادمانی است
بمیر ای دل که مرگت زندگانی است
میاد آندم که چنگ نغمه سازت
ز دردی بر نیانگیزد نوایی
میاد آندم که عود تار و پودت
نسوزد در هوای آشنایی
دلی خواهم که از او درد خیزد
بسوزد عشق ورزد اشک ریزد
به فریادی سکوت جانگزا را
 بهم زن در دل شب های و هو کن
و گر یاری فریادت نمانده است
چو مینا گریه پنهان در گلو کن
صفای خاطر دل ها ز درد است
 دل بی درد همچون گور سرد است
 

ای امید نا امیدی های من

بر تن خورشید می پیچد به ناز
 چادر نیلوفری رنگ غروب
تک درختی خشک در پهنای دشت
تشنه می ماند در این تنگ غروب
از کبود آسمان های روشنی
می گریزد جانب آفاق دور
در افق بر لاله سرخ شفق
می چکد از ابرها باران نور
می گشاید دود شب آغوش خویش
زندگی را تنگ می گیرد به بر
باد وحشی می دود در کوچه ها
تیرگی سر می شکد از بام و در
شهر می خوابد به لالای سکوت
اختران نجوا کنان بر بام شب
نرم نرمک باده مهتاب را
ماه می ریزد درون جام شب
نیمه شب ابری به پهنای سپهر
می رسد از راه و می تازد به ماه
جغد می خندد به روی کاج پیر
شاعری می ماند و شامی سیاه
 دردل تاریک این شب های سرد
ای امید نا امیدی های من
برق چشمان تو همچون آفتاب
می درخشد بر رخ فردای من

 

 

 غروب

چو ماه از کام ظلمت ها دمیدی
جهانی عشق در من آفریدی
دریغا با غروب نا بهنگام
 مرا در ظلمت ها کشیدی

|+| نوشته شده توسط ROYA در شنبه 1386/12/25 و ساعت 1:13 PM |

قانع

آبشار حوصله سر می رود
آسمان لبریز باریدن شده
گوشه ای از این هوای پرزابر
چشم من آماده دیدن شده
*
من چه می بینم کنار پنجره ؟
یک نفر در زیر باران تر شده
کاش من او باشم و او جای من
آرزویم یک دل بی غم شده
*
کاش مهمانی بیاید خانه ام
صبر من آماده رفتن شده
کاش این باران ببارد بردلم
قلب من در فکر آسودن شده
*
باز در گوشم صدای زنگ در

مثل یک رویای بی باور شده
*
من چه می بینم کنار پنجره ؟
شاخه ای در زیر باران خم شده
کاش من او باشم واو جای من
آرزویم ساقه شبدر شده
*
می چکد از ناودان بام من
قطره هایی که شبیه غم شده
انتظارم مثل یک انگور زرد
دانه دانه از قرارش کم شده
*
سیب سرخ یاد تو تب کرده است
آه !این تب آیه ماتم شده
*
من چه می بینم کنار پنجره ؟
چتر سبز نارون در هم شده
کاش من او باشم و او جای من
آروزیم غرق در شبنم شده

*
کو دکی در زیر باران می دود
غنجه های یاس هم پرپر شده
یک کبوتر سوی لانه می رود
انتظارش لحظه آخر شده
*
ابرها هم اشکشان را ریختند
دیگر این باران کم و کمتر شده
*
من چه می بینم کنار پنجره ؟
نرده های خانه زیبا ترشده
کاش من او باشم واو جای من
آروزهایم چقدر کو چک شده

 

 

 

به لحظه های بی کسی هوای کس نمی کنم

هوای بال و پر زدن در این قفس نمی کنم

خوشم جوانیم گذشت چه باک از نبودنم

برای رفتن از دلت نفس نفس نمی کنم

اگر که لب  بر آوری برای لب زدن به لب

گزیدن لب تو را دگر هوس نمی کنم

 

من چه تنها و غریبم

بی تو در دریای هستی

ساحلم شو غرق گشتم

بی تو در شبهای مستی

|+| نوشته شده توسط ROYA در سه شنبه 1386/12/07 و ساعت 12:50 PM |

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ


جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس